تبليغاتX
سایه فکر
 

سایه فکر

من بیر ده‌كه‌مه‌وه‌ كه‌وایه‌ هه‌م

 

     
   
 

براي درخواست تبادل لوگو کليک کنيد
  آگهي خود را اضافه كنيد

     
   
 

پيوندها

 

پيوندهاي روزانه

 

امکانات

 

جستجوگر گوگل

 

امار سايت

افراد آنلاين:
تعداد بازديدها:

 

درباره جهان مجازي امروز  ()

در بارة جهان مجازي امروز

 

                            ژان بودريار (برگرفته شده از باشگاه اندیشه)

 

ژان بودريار ، جامعه شناس معاصر فرانسوي که در 1929 به دنيا آمده است ، در سالهاي پس از جنگ جهاني دوم به مارکسيسم گرايش داشت اما به زودي عليه مارکسيسم شوريد و ديدگاه هاي مارکس را به عنوان جزيي از شيئ انگاري فرهنگ مصرفي غرب مورد انتقاد قرار داد.

بودريار در زمينه ارتباطات نيز ديدگاههاي مهمي دارد و ديدگاههاي او را به اندازه نظريه هاي مارشال مک لوهان تاثيرگذار دانسته اند. مقاله پيش رو که در 1998 به چاپ رسيد ، نگاه انتقادي او را درباره فرهنگ امريکايي ارائه مي کند.

در اوايل دهه 80 ، زماني که صنعت متالوژي در ناحيه لوزن ، وارد بحران نهايي اش شد ، نيروهاي دولتي در اين انديشه بودند تا براي جبران اين فروپاشي ، مرکزتفريحي اروپايي اي تاسيس کنند؛ پارک يک منظوره هوشمندي که بتواند شوک مثبتي به اقتصاد ناحيه وارد آورد.اين پارک «اسمارف لند» ناميده شد. مديرعامل صنعت متالوژي از بين رفته طبيعتا گرداننده اين پارک تفريحي شد و کارگران بي کار مجددا در اين پارک تفريحي جديد به کارگرفته شدند. متاسفانه اين پارک الزاما براي چندين فصل بسته شد و کارگران کارخانه سابق که اکنون در اين پارک مشغول به کار بودند، مجددا خود را در وضعيت دريافت کمک هزينه بي کاري يافتند. اين وضعيت سرنوشت غم انگيزي است زيرا اولا پس از آن که اين کارگران را قربانيان واقعي بازار کار کردند، آنها را مبدل به کارگران شبح گونه اوقات فراغت کردند و ثانيا آنها را از هر دو جا بي کار کردند. اسمارف لند صرفا جهاني کوچک بود، در حالي که کمپاني ديزني بسيار بزرگتر است.

من باب توضيح بايد بدانيم که کمپاني ديزني با مسووليت نامحدود که زمام امور يکي از شبکه هاي تلويزيوني بزرگ امريکايي را به دست آورده است ، در تدارک خريد خيابان چهل و دوم نيويورک يعني بخش «پرجنب وجوش» آن است تا آن را مبدل به مرکز فساد کند ؛ به اين نيت که هر چيزي را در اين خيابان به نحو اساسي تغيير دهد. نظر آنها صرفا تبديل يکي ازمراکز بزرگ اشاعه فساد به شاخه اي از دنياي ديزني است.

تبديل مستهجن نگاران و روسپي ها - مانند کارگران کارخانه در اسمارف لند - به سياهي لشگرهايي در دنياي خودشان ، در واقع مسخ آنها به افرادي همانند است که به اشياء موزه شده و ديزني وار تبديل مي شوند. به هر حال آيا مي دانيد که چگونه ژنرال شوراتسکف ، بزرگترين استراتژيست جنگ خليج فارس پيروزي اش را جشن گرفت؟ او جشن بزرگي در «دنياي ديزني» برگزار کرد. اين جشن در يک قصر خيالي بر پا شد که نتيجه محتوم بک جنگ مجازي بود. اما کمپاني ديزني فراتر از تخيلات است.

ديزني اولين مبدع بزرگ تخيلات به عنوان واقعيت مجازي ، اکنون در حال تسخير تمام عالم واقعي است تا آن را به دنياي ترکيبي اش ملحق کند به نحوي که «نمايش بزرگي از واقعيت» برپا کند که خود واقعيت در آن ، يک منظره مي شود يعني جايي که امر واقع ، به پارک تفريحي تبديل مي شود. انتقال واقعيت مانند انتقال خون است به استثناي آن که در اينجا انتقال خون واقعي به دنياي مجازي ، بدون خون است.

پس از به ابتذال کشيدن تخيلات ، اکنون نوبت توهم آميز کردن امر واقعي در شکل ايده آل و ساده شده آن است.

حتي در دنياي ديزني در ارلاندو در حال ساخت نمونه مشابهي از ديزني لند در لس آنجلس هستند ، به عنوان نوعي جاذبه تاريخي.

به اين ترتيب شبيه سازي به مرتبه دوم مي رسد: اين امر همانند چيزي است که CNN با جنگ خليج فارس انجام داد: رويداد نمونه اي که در زمان واقعي به وقوع نپيوست.

امروز ديزني به سادگي مي تواند دوباره جنگ خليج فارس را به عنوان نمايش جهاني بازسازي کند. گروه هاي کر ارتش سرخ ، سابقا کريسمس را در ديزني اروپايي جشن گرفته اند. هر چيزي را مي توان با پول خريد. هيچ دليلي وجود ندارد که ديزني نقشه ژنتيکي انسان را نخرد تا آن را به نمايشي ژنتيکي تبديل کند. در نهايت آنها کل سياره زمين را سرد مي کنند - دقيقا مانند خود والت ديزني که تصميم گرفته بود تا در حلال نيتروژن يخ برند و منتظر نوعي رستاخيز در دنياي واقعي مي مانند، اما ديگر هيچ دنياي واقعي وجود ندارد حتي براي والت ديزني.

اگر روزي او از خواب برخيزد، بدون شک بزرگترين تعجب را در زندگي اش خواهد داشت.

در ضمن از عمق حلال نيتروژن اش به استعمار جهان ادامه مي دهد ؛يک جهان خيالي در عالم موهوم واقعيت مجازي ؛ عالمي که درون آن همه ما سياهي لشگر شده ايم.

تفاوت آن است که هنگامي که ما لباسهاي ديجيتالي مان را مي پوشيم ، اسيرکننده هاي سنسوري مان را به برق مي زنيم يا کليدهاي بازار واقعيت مجازي را فشار مي دهيم ، وارد دنياي موهوم زنده مي شويم در حالي که ديزني ، مبدع نابغه ، وارد واقعيت مجازي مرگ شده است.

نظم نوين جهاني چيزي است مثل عملکرد ديزني ؛ اما ديزني در اين نحوه جاذبه آدم خوارانه تنها ، نيست.

ما بنتون را با عملياتهاي تجاري اش ديديم که سعي مي کرد درام هاي انساني اخبار را (ايدز ، بوسني ، فقر ، آپارتايد) بواسطه انتقال واقعيت به «تشکل واسط جديد» (جايي که رنج و همدردي در حالتي از بازتاب تعاملي پايان مي پذيرد) استحصال کند. امر مجازي به مجرد آن که ظاهر مي شود ، بر امر واقعي فائق مي آيد و سپس بدون هيچ گونه تغييري ، (آماده براي پوشيدن) ، بديل آن مي شود. اگر اين روند مي تواند در ايجاد جذابيت جهاني با توسل به رگه اي از تقبيح اخلاق ، چنين موفق باشد ، به اين دليل است که خود واقعيت ، خود عالم با جنون شبيه سازي اش سابقا به عملکردي تعاملي مبدل شده است ؛ نوعي لوناپارک براي ايدئولوژيها ، تکنولوژي ها ، کارها ، معرفت ، مرگ و حتي تخريب.

همه اين موارد احتمالا شبيه سازي شده و در موزه اي نوپا از تخيل يا موزه اي مجازي از اطلاعات احيا مي شوند. به همين ترتيب ، جستجوي ويروس هاي کامپيوتري بيهوده است زيرا همه ما به هر حال در زنجيره اي ويروسي از شبکه ها گرفتار مي شويم.

خود اطلاعات ويروسي شده اند ، شايد هنوز از طريق مسائل جنسي قابل انتقال نباشند ، اما انتقال آن ها از طريق توليد مثل متعدد ، بسيار نيرومندتر است.

بنابراين قاپيدن واقعيت براي ديزني کار زيادي نمي برد ؛ البته قابل ايشان را ندارد. همان طور که گاي دبورد مي گويد «شرکت نمايشي» اما ما ديگر در جامعه نمايشي نيستيم ، جامعه اي که خودش مفهومي نمايشي شده است.

ديگر سرايت نمايش نيست که واقعيت را تغيير مي دهد بلکه سرايت امر مجازي است که نمايش را محو مي کند. ديزني لند هنوز به نظم نمايش و فرهنگ عامه با تاثيرات سرگرم کننده و منحرف کننده اش تعلق دارد. ديزني ورلد و گسترش اختاپوس گونه اش سرايت عمومي يافته است ، شبيه سازي عالم و جهان ذهني ما نه به نحو خيالي بلکه به نحوي ويروسي و مجازي است.

ما ديگر تماشاگراني بيگانه و منفصل نيستيم بلکه سياهي لشکري تعاملي هستيم ؛ ما اعضاي خشک شده و منقار اين «نمايش واقعيت» عظيم هستيم.

اين امر ديگر منطق نمايشي بيگانگي نيست بلکه منطق شبح گونه تجسدزدايي است ؛ ديگر منطق خيالي سرگرمي نيست بلکه منطق ذره اي انتقال و استحاله جوهري همه سلولهاي ماست ؛ اقدام ممانعت افراطي عالم از درون نه از بيرون ، شبيه عالم شبه نوستالژيک واقعيت سرمايه داري امروز. ديگر سياهي لشکر بودن در واقعيت مجازي ، هنرپيشه بودن يا تماشاگر بودن نيست بلکه خارج از صحنه بودن يا شرم آور بودن است.

ديزني در سطح ديگري نيز پيروز مي شود. ديزني نه تنها به امحائ امر واقع بواسطه تبديل آن به تخيل مجازي سه بعدي بدون هيچ گونه عمقي علاقه مند است بلکه در پي امحائ زمان بواسطه هم زمان کردن همه دوره ها ، همه فرهنگ ها با حرکتي سيار و واحد از طريق کنار هم نهادن آنها در سناريويي واحد است بنابراين آغاز زمان واقعي ، به موقع و تک بعدي را مشخص مي کند ، زماني که هيچ عمقي ندارد ؛ نه حال ، نه گذشته ، نه آينده بلکه هم زماني بي واسطه همه مکانها و همه دوره ها ، در امر مجازي واحد و غير زماني است.

گذشت و زوال زمان دقيقا همان چيزي را بيان مي کند که بعد چهارم راجع به آن است.

بعد چهارم ، بعد امر مجازي و زمان واقعي است ؛ بعدي که نه تنها به آنها اضافه مي شود بلکه همه آنها را محو مي کند ؛ بنابراين گفته شده است که در يک قرن يا يک هزاره ، فيلمهاي گلادياتوري ديده خواهند شد؛ گويا آنها فيلم هاي اصيل رومي اي هستند که به دوره امپراتوري روم باز مي گردند مانند فيلم هاي مستند درباره روم باستان ؛ در موزه ژان پل گتي در ماليبو ، اقتباسي از عمارتي در شهر پمپي به نحو خلاف قاعده زمان با عمارتي از قرن سوم پيش از ميلاد (که درون آن تابلوهايي از رامبراند و فراآنجليگو است) در قطعه اي واحد از زمان خلط شده است ؛ جشن انقلاب فرانسه در لس آنجلس در سال 1989 به نحو واپس گرايانه اي با حادثه واقعي انقلاب خلط خواهد شد. ديزني عملا چنين اتوپياي غيرزماني را بواسطه ايجاد همه رويدادها گذشته يا آينده بر پرده هاي هم زمان و تلفيق بي وقفه هم سکانس ها - آن گونه که براي تمدني متفاوت غير از تمدن ما ظاهر مي شوند - متحقق مي کند اما اين اتوپيا سابقا براي ما بوده است : تخيل امر واقع ، تاريخ ، عمق زمان يا فضاي سه بعدي براي ما سخت تر و سخت تر مي شود ، همان طور که سابقا از چشم انداز عالم واقعيمان ، تخيل جهان مجازي يا بعد چهارم مشکل بود.

 



 

  |  نوشته شده توسط  آزاد بهین ساعت  10:9 قبل از ظهر در تاريخ 2006/11/18

 

..::لينک باکس سايت آموزش ايرانيان::..

 

 

 

 
منوي وبلاگ
 
مديران
 
آرشيو ماهانه
 
آرشيو موضوعي

 
ترجمه قالب بلاگفا
.
     
    

سايت اموزش ايرانيان
قالبهاي وبلاگ
آموزش وبلاگنويسي و ساخت لينکدوني
آشنايي با سرويس هاي خدمات دهنده
کدهاي جاوا
با کاروان شعر و موسيقي

 
  Designer :mohsen

کپي برداري از مطالب سايت فقط با ذکر منبع مجاز مي باشد
All Rights Reserved 2006 © by
hzrinwe
This Themplate Designed By
mohsen